|
که می گيرند در شاخ «تلاجن» سايه ها رنگ سياسی وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛ تو را من چشم در راهم. شبا هنگام ، در آن دم که بر جا، درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند؛ در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سر و کوهی دام. گرم ياد آوری يا نه ، من از يادت نمی کاهم؛ تو را من چشم در راهم .
سلام ب همگی
ااااااااااااالهی قربونش برم دوست جدیدمو میگماااااااااا خیلی ماهه خفن دوست داشتنیه این آپو کردم ک بهش بگم "خیلی دوسش دارم"
ماهی همیشه تشنه ام در زلال لطف بیکران تو. می برد مرا به هر کجا که میل اوست موج دیدگان مهربان تو زیر بال مرغکان خنده هایت زیر آفتاب داغ بوسه هایت _ای زلال پاک_! جرعه جرعه جرعه می کشم ترا به کام خویش تا که پر شود تمام جان من ز جان تو! ای همیشه خوب! ای همیشه آشنا! هر طرف که می کنم نگاه تا همه کرانه های دور عطر و خنده و ترانه می کند شنا ماهی همیشه تشنه ام ای زلال تابناک! یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی ماهی تو جان سپرده روی خاک!
غم را در سکوت سکوت را در تنهایی تنهایی را در شب شب را در بستر بستر را به خاطر اندیشیدن به تو دوست دارم عشق را در امید امید را در تو تو را در موقع تپیدن فقط به خاطر تو دوست دارم...
|
About![]()
...دوست دارم
Home
|